|
وقتی سربه سرم می زاری پر میشم از احساسای قشنگ گرمی نفسهات رو روی صورتم حس می کنم!
دیگه دارم خسته میشم فکر کنم دارم از یادت میرم این روزا کارم شده دنبال رد پای تو گشتن۱ دیگه دوست نداری پا به پای من بیای؟!
دیروز تو آسمون نگات یه پرنده سرگردون بود از پشت که دستامو رو چشات گذاشتم پرنده سرگردون چشات رو دستام نشست!
هیچ می دونی خواب هم واسه دیدن تو دلیل می خواد از من؟! فکر کنم بی دلیل! فقط دارم وقتمو تلف می کنم!
روی ایوان ایستاده ام توی آسمون شب فقط چشمای تو می درخشه قطره های بارونو روی صورتم احساس می کنم!
دست روی دست می زارم زمان می گذره هنوز تو خیالات قشنگم دستام توی دست توست.... |
About![]()
Archivesآبان 1387مهر 1387 Links
پرواز بر گندمزارهای صبح |